| معارف شماره67: قـدرت اراده «عارفانه» |
|
|
| پنجشنبه، 3 آذر ماه ، 1390 |
يكى از اسرار عبادات و فواید مهمّه كه همه مقدمه آن است، آن است كه جميع مملكت باطن و ظاهر، مسخّر در تحت اراده الله و متحرك به تحريك الله شود و قواى ملكوتيّه و ملكيّه نفس از جنود الله شوند و همگى نسبت به حق تعالى سمت ملائكه الله را پيدا كنند. و اين خود يكى از مراتب نازله فناى قوا و ارادات است در اراده حق. و كم كم نتايج بزرگ بر اين مترتّب شود و انسان طبيعى، الهى گردد و نفس ارتياض به عبادت الله پيدا كند و جنود ابليس يكسره شكست خورده، منقرض شوند و قلب و قواى آن تسليم حق شوند و اسلام به بعض مراتب باطنه در آن بروز كند.
و نتيجه اين تسليم اراده به حق در دار آخرت آن شود كه حق تعالى اراده او را در عوالم غيب نافذ فرمايد و او را مثل اعلاى خود قرار دهد، و چنانچه خود ذات مقدّس هر چه را بخواهد ايجاد كند، به مجرد اراده موجود شود، اراده اين بنده را هم آنطور قرار دهد؛ چنانچه بعضى از اهل معرفت روايت نمودند از رسول اكرم(ص) راجع به اهل بهشت كه ملكى مىآيد پيش آنها؛ پس از آنكه اذن ورود مىطلبد، وارد مىشود و نامهاى از جناب ربوبيّت به آنها مىدهد، بعد از آنكه از خداى تعالى به آنها سلام ابلاغ نمايد. و در آن نامه است براى هر انسانى كه مخاطب به آن است: «من الحی القیوم الذی لایموت الی الحی القیوم الذی لایموت اما بعد فانی اقول للشیء کن فیکون وقد جعلتک تقول للشیء کن فیکون. فقال(ص): فلا یقول احد من اهل الجنه للشیء کن الا ویکون؛(1) از حى قيومى كه نميميرد به [سوى] حى قيومى كه نمىميرد. اما بعد، من چون به [هر] چيز گويم «باش»، پس ميشود. تو را [نيز] چنان قرار دادم كه به هر ]چيز[ بگويي «باش»، موجود شود. آنگاه رسول الله(ص) فرمود: احدي از اهل بهشت به چيزي نميگويد «باش»، مگر آنكه [موجود] شود.» (آداب الصلاه، صص 32 و 33)
پینوشت:
1. علماليقين، ج 2، ص 1061 (با اندكي اختلاف).
کلمات کليدي : قـدرت اراده «عارفانه» علماليقين |