| ادب و هنر شماره67: از یاد رفته «دل نوشته» |
|
|
| چهارشنبه، 2 آذر ماه ، 1390 |
ما با تو شروع میشویم و انسانیت نیز. نام تو قبل از اینکه تکلم بیاموزیم بر زبانمان جاری بود.
اسم زیبایت رمزی بود برای برخاستن؛ حتی در سختترین شرایط. ما با همه کوچکیمان بزرگی تو را خوب می-شناختیم؛ اما همین که ادعای بزرگیمان شد، از تو دور شدیم.
بچه که بودیم، لالایی خوابمان تکرار حماسههای تو بود. از پی کردن عمر بن عبدود تا به دوش کشیدن قوت یتیمان کوفه را هر شب مرور میکردیم و صبح که بر میخاستیم با هر چه عشق نام تو را میخواندیم. اصلاً قبل از آب و گِلمان، در دلها مهر تو بود. مهر تو با شیر مادر و ارادت پدر در دلمان گره خورده بود.
اما امروز که خودمان پدر و مادر شدهایم، نام تو و یاد تو را از کودکانمان دریغ کردهایم؛ حتی از خودمان نیز. قهرمانان خیالی بچههایمان هم هیچ شباهتی به تو ندارند.
یا علی! تنهایمان مگذار و تنهایمان مخواه.
نویسنده: فرامرز مولایی
کلمات کليدي : از یاد رفته «دل نوشته» فرامرز مولایی |